خبر خوب این که به راحتی می‌توانید به تعادل زندگی کاری برسید. این امر به طور جدایی‌ناپذیری با توانایی شما در مدیریت زمان، گره خورده است. هیچ‌کس نمی‌تواند به شما بگوید که تعادل میان کار و زندگی مناسب شما چیست. این برای شما یک مقوله کاملا شخصی است.

تعادل میان کار و زندگی

برای رسیدن به تعادل میان کار و زندگی برای خود، باید خودتان و آنچه برایتان مهم است را بشناسید. سپس باید یاد بگیرید که چگونه زمان خود را با توجه به آنچه برایتان مهم است، مدیریت کنید.

از طرفی، تعادل میان کار و زندگی به آسانی بهم می‌ریزد پس بهتر است به این موارد توجه کنید:

  1. شناخت هرچه بیشتر ارزش‌های خود، درک و زندگی کردن آن‌ها.
  2. داشتن و پیروی از اهداف زندگی.
  3. دانستن این که چگونه وقت خود را مدیریت کنید و برای رسیدن به اهداف خود آن را انجام دهید.

 

ارزش‌های شما و رسیدن به تعادل میان کار و زندگی

ارزش‌ها را می‌توان به سادگی بر اساس اولویت، تعریف و دسته‌بندی کرد. این یک چیز کاملا شخصی است. همه افراد، سلسله مراتب ارزش‌ها را برای خود قائلند. (مهم‌ترین ارزش، مهم‌ترین ارزش بعدی و غیره).

ما بر اساس سلسله مراتب ارزش‌های خود، تصمیم می‌گیریم. اکثر مردم از سلسله مراتب ارزش‌های خود آگاهی ندارند، اما درک آن را دارند. بعضی از افراد حتی کارهای توسعه شخصی را روی آن انجام داده‌اند. شما بدون دانستن سلسله مراتب ارزش‌های خود به تعادل میان کار و زندگی نخواهید رسید.

من در کار حرفه‌ای خود به عنوان یک مدرس مدیریت زمان، خیلی زود آموختم که هرگز تصور نکنم ارزش‌های شخصی را که مربیگری می‌کنم به درستی می‌دانم. آنچه در زیر می‌آید، یک نمونه از این موارد است:

من در حال مربیگری مدیر اجرایی یک شرکت سهامی مرغوب چند ملیتی بودم.

  • او هفته‌ای 90 ساعت کار می‌کرد.
  • او از ساعت 5 صبح تا 8:00 از دوشنبه تا جمعه کار می‌کرد.
  • او هر آخر هفته 15 ساعت اضافه کاری می‌کرد.
  • او در سال گذشته، مرخصی نگرفته بود.

وظیفه من کمک به این فرد بود تا ساعات کاری خود را به حد قابل قبولی کاهش دهد. و بتواند تعادل میان کار و زندگی اش را برقرار کند. با خودم فکر کردم “او یک مدیر ارشد یک شرکت بزرگ چند ملیتی است. احتمالاً نمی‌تواند ساعات کاری خود را به کمتر از 60 ساعت در هفته کاهش دهد. 60 ساعت کار در هفته باید برایش هدف قرار گیرد”.

نتیجه جلسات چه شد؟

ما باید در این مورد با هم صحبت می‌کردیم. نتیجه او از این جلسات مربیگری، کاهش ساعات کارش از 90 ساعت به 75 ساعت در هفته بود. وی توضیح داد که همسرش، دختر مدیر اجرایی بازنشسته همان شغل بوده و پدرش و سایر مدیران اجرایی، همیشه از دوشنبه تا جمعه ساعت‌های بسیار طولانی کار کرده‌اند. در طول هفته کار کردن از ساعت 5 صبح تا 8 شب زمان مناسبی بود. کار در آخر هفته هم مشکلی نبود و مطمئناً هیچ ایرادی نداشت که تعطیلات هم به کار کردن بگذرد.

این الگوی تعادل میان کار و زندگی او و همسرش بود که بر اساس کار بسیار سخت در طول هفته و زمان “بازی” آخر هفته و زمان تعطیلات ارزش‌گذاری شده بود.

 

مقاله زیر را مطالعه کنید

تجربه مشتری و بهبود آن بواسطه روانشناسی رفتاری

 

اهداف شخصی شما و دستیابی به تعادل میان کار و زندگی

شما بدون مدیریت زمان موثر به تعادل میان کار و زندگی که موردنظرتان است، نخواهید رسید. مدیریت زمان رسیدن به هدف است. اگر از آن چیزی نمی‌دانید، نمی‌توانید وقت خود را مدیریت کنید.

  • جایی که می‌خواهید به آنجا دست یابید. (اهداف خود)
  • جایی که اکنون در ارتباط با اهداف خود هستید.
  • نحوه دستیابی به اهداف از جایی که اکنون هستید. (برنامه شما)

راز مدیریت زمان داشتن این اهداف و تمرکز مداوم بر آن‌هاست. برای رسیدن به تعادل میان کار و زندگی کاری، باید موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • چشم‌انداز این که کار چگونه باید باشد؛
  • چشم‌انداز زندگی چگونه باید باشد؛
  • اهدافی که در صورت دستیابی به آن‌ها چشم‌انداز کار را به وجود می‌آورند؛
  • اهدافی که دستیابی به آن‌ها، چشم‌انداز زندگی را به وجود می‌آورند؛
  • طرحی برای دستیابی به هر هدف؛
  • توانایی تمرکز بر اهداف خود؛
  • توانایی صرف حداکثر زمان خود برای انجام کارهایی که به آن اهداف می‌رسند.

توانایی شما در مدیریت زمان و دستیابی به تعادل کار و زندگی

راز مدیریت زمان، داشتن اهداف و تمرکز بر آن‌هاست. تعادل بین کار و زندگی مورد نظر شما به توانایی‌تان در تمرکز بر اهداف و پیگیری مداوم آن‌ها بستگی دارد.

وسوسه حواس‌پرتی مدام در اطراف ماست که می‌تواند به صورت ایمیل، تماس تلفنی، تبلیغات، برنامه تلویزیونی، مهمان، اطرافیان یا حتی جلسات کاری باشد. آن‌ها همیشه به شما گزینه‌هایی را ارائه می‌دهند که اگر آن‌ها را دنبال کنید، وقت شما را می‌گیرد.

برای موثر واقع شدن، باید بتوانید گزینه‌هایی را که به طور مداوم برای زمان شما رقابت می‌کنند، ارزیابی کنید. هر یک از این گزینه‌ها می‌تواند:

  • فرصتی باشد که شما را به رسیدن به هدف نزدیک‌تر کند یا
  • نوعی حواس‌پرتی داشته باشد که شما را از رسیدن به هدف دورتر کند.

 

افرادی که در مدیریت زمان موثر هستند، گزینه‌هایی را دنبال می کنند که آن‌ها را در رسیدن به اهداف‌شان نزدیک‌تر کرده و از مواردی که موثر نیستند، اجتناب می‌کنند.

از آنجا که دستیابی شما به تعادل مناسب کار و زندگی بسیار وابسته به توانایی شما در مدیریت زمان است، می‌خواهم نقل قول زیر را با شما به اشتراک بگذارم:

وقت طلاست. این تنها سکه شماست و فقط شما می‌توانید نحوه مصرف آن را تعیین کنید. مراقب باشید؛ مبادا اجازه دهید افراد دیگر آن را برای شما خرج کنند. “کارل سندبرگ”

توازن مناسب میان کار و زندگی

دستیابی به توازن مناسب میان کار و زندگی، کار ساده‌ای نیست. من این را می‌دانم زیرا بیش از 300 مدیر ارشد را در این مورد، مربیگری کرده‌ام. این کار به برخی از دانش‌ها و مهارت‌هایی نیاز دارد که احتمالاً تاکنون آن‌ها را یاد نگرفته‌اید. بدون شک یادگیری این مهارت‌ها مستلزم این است که شما بایستی کارهای مربوط به رشد شخصی خود و آنچه از زندگی می‌خواهید را به درستی انجام دهید.

اگر واقعاً تعادل زندگی کاری را می‌خواهید، به آن می‌رسید. برای دستیابی به آن، تنها به راهنمایی و پشتیبانی مداوم نیاز خواهید داشت.

ترجمه از لینک:

Article Source: https://EzineArticles.com/expert/Jay_Hurwitz/294457