معمولا هر جا سخن از ایده پردازی و حل مسئله در میان است نام تفکر واگرا و همگرا می درخشد! 😄

امروزه، اکثر افراد بر این باورند که تفکر همگرا همان هوش و منطق است و تفکر واگرا نیز هم همان خلاقیت.

مورد دیگری هم که وجود دارد این است که افراد فکر می‌کنند چون تفکر واگرا به خلاقیت افراد برمی‌گردد ارزشمندتر از تفکر همگراست و  تفکر همگرا شیوه‌ای قدیمی و بی‌ارزش است.

اما چیزی که باید به آن توجه داشت این است که شما برای ایده‌پردازی و حل مسئله به هردوی این‌ها یعنی هم تفکر واگرا و هم تفکر همگرا احتیاج دارید.

تفکر واگرا چیست؟

تفکر واگرا، به استراتژی حل مسائل و مشکلاتی گفته می‌شود که در آن فرد به کمک ایده‌پردازی و خلاقیت و همچنین بررسی تعداد زیادی راه‌حل نهایتا به یک نتیجه و راه‌حل واحد می‌رسد.

تفکر واگرا

در این روش، راه‌ حل‌های بالقوه‌ در یک بازه‌ی زمانی کوتاه مورد مطالعه قرار می‌گیرند و حتی ممکن است که ارتباطات و اتصالات غیر متعارفی نیز در این بین تعریف شود.

معمولا پس از اتمام این مرحله، اطلاعات و ایده‌های جمع‌آوری شده به کمک تفکر همگرا سازمان‌دهی می‌شوند.

دو فرآیندی که به رشد و ارتقا تفکر واگرا کمک می‌کنند، طوفان فکری و نوشتن آزاد[1] است.

در تفکر واگرا شما می‌توانید از کوچک‌ترین چیزها هم ایده بگیرید و آن‌ها را پرورش دهید.

همچنین شما در این روش، برای یک سوال، پاسخ‌های منتوعی ارائه می‌دهید که همه‌ی آن‌ها از ارزش یکسانی برخوردار هستند.

پاسخ‌های شما می‌تواند غیرممکن، عجیب و غریب، غیرمنطقی و خارج از تصورات باشد و یا حتی شما پاسخ‌هایی را بدهید که هیچ ربطی به آن موضوع ندارد.

عناصر تفکر واگرا

آمارها نشان می‌دهند که تفکر واگرا بیشتر در افرادی مشاهده شده‌است که خصوصیات زیر را دارند :

  • پیچیدگی: ظرفیت ایده‌پردازی و مطرح کردن ایده‌های چند وجهی، لایه‌ای یا پیچیده
  • کنجکاوی: ویژگی شخصیتی که چنین خصوصیاتی را در فرد ایجاد می‌کند: جستجوگری و کاوش، توانایی پرسش سوالات، تحقیق، یادگیری و کسب دانش و…
  • جزئیات: مهارت خلق و یا طراحی یک محصول یا ایده
  • انعطاف پذیری: توانایی درک و دسته‌بندی طیف وسیعی از ایده‌های مختلف
  • تخیل: قابلیت رویاپردازی، ایده‌پردازی و اختراع
  • اصالت: ارائه محصولات یا ایده های تازه، غیر معمول، منحصر به فرد،متفاوت و کاملا جدید
  • ریسک پذیری: آمادگی مواجه با هرنوع ریسک، امتحان کردن چیزهای جدید شجاع بودن، جسور بودن و علاقه‌مند به ماجراجویی

تفکر همگرا چیست؟

تفکر همگرا نیز یکی از تکنیک‌های حل مسئله است که تمرکز آن یافتن بهترین و مناسب‌ترین راه‌حل ممکن برای حل یک مسئله یا پاسخ به یک سوال است.

در تفکر همگرا از راه‌حل‌های منطقی و قدیمی و اثبات‌شده برای حل مسائل استفاده می‌شود.

تفکر واگر

اولین بار جوی پال گیلفورد (Joy Paul Guilford) اصطلاح تفکر همگرا و تفکر واگرا را مطرح کرد.

تفکر همگرا، بر روی یافتن راه‌حل‌هایی تمرکز دارد که در آن سرعت، منطق، دقت و روش‌های شناخته‌شده از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

یکی از جنبه‌های مهم تفکر همگرا این است که حل مسایل با این روش معمولا به بهترین پاسخ ختم می‌شود و جایی برای شک و ابهام باقی نمی‌گذارد.

این نوع تفکر با دانش (یکی از جنبه‌های اصلی خلاقیت) همراه است چرا که در این روش شما مستلزم  استفاده از دانش موجود از طریق روش‌های استاندارد هستید.

در حقیقت آن‌چه که از گذشته‌های دور تا به الان در مدارس و دانشگاه‌ها به افراد آموزش داده می‌شود شیوه‌ی تفکر همگرا است.

امروزه، تست‌های استاندارد ضریب هوشی معیاری برای اندازه‌گیری میزان تفکر همگرا اند.

جریان فکر منطقی، شناخت الگوها، توانایی حل مشکلات و… همه‌‌ی این‌ها در این آزمون‌ها ارزیابی و درجه‌بندی می‌شود.

همچنین، سوالات استاندارد چند گزینه‌ای نیز نمونه‌ی دیگری از ارزیابی تفکر همگرا است.

تفکر واگرا و همگرا چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

در این جا ما به مقایسه‌ی دو شیوه‌ی تفکر همگرا و واگرا می‌پردازیم:

اخلاق:

تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که از تفکر واگرا بیشتر استفاده می‌کنند نسبت به افرادی که از تفکر همگرا استفاده می‌کنند خوش‌اخلاق‌تر اند و انرژی مثبت بیشتری دارند.

قدرت تفکر:

نتایج آزمون‌هایی که از نوجوانان گرفته‌شد نشان داد افرادی که از شیوه‌ی تفکر همگرا استفاده می‌کنند توانایی بیشتری در خواندن و استفاده از کلمات دارند.

تفکر واگرا

از طرف دیگر، افرادی که از تفکر همگرا بیشتر استفاده می‌کنند، در درس‌هایشان نمرات بهتری می‌گیرند و این نشان می‌دهد که والدینشان، آن‌ها را بیشتر به سمت تمرکز و یادگیری دروس تحصیلی‌شان سوق می‌دهند.

فعالیت‌های مغزی:

تفکر واگرا

تحقیقات و آزمایشاتی که برای ارزیابی فعالیت‌های مغزی افرادی که از تفکر همگرا و یا واگرا استفاده می‌کنند صورت گرفت نشان داد که هر کدام از این دو نوع شیوه‌ی تفکر، الگوها و فعالیت‌های مغزی متفاوتی را از خود نشان می‌دهند.

طی این تحقیقات، محققان الگوهای الکتروانسفالوگرافی (EEG) شرکت‌کنندگان را تجزیه و تحلیل کردند. تغییرات در فعالیت مغز، همانطور که در EEG ظاهر شد، برای دو شیوه‌ی تفکر کاملا متفاوت بود.

تفکر واگرا باعث کاهش دامنه بتا می‌شود که این دامنه پایین و فرکانس متغیر اغلب با فعالیت شدید مغزی و تمرکز زیاد ذهنی همراه است.

در تفکر همگرا افزایش امواج بتا بر روی تفکرات هوشیارانه و منطقی تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود تا ما بتوانیم روی تکالیف مدرسه یا وظایف محل کارمان تمرکز کنیم.

ویژگی‌های شخصیتی:

آمارها نشان می‌دهند که افرادی برونگرا، کنجکاو، متفکر، خیال‌پرداز و هنری هستند بیشتر از تفکر واگرا استفاده می‌کنند.

اما جالب است بدانید افرادی که از روش تفکر همگرا استفاده می‌کنند، هیچ ویژگی شخصیتی خاصی ندارند و این یعنی اکثر افراد از این شیوه تفکر استفاده می‌کنند.

تاثیرات کم خوابی:

مطالعات صورت گرفته در سال 1988 نشان داد که کم‌خوابی می‌تواند آثار زیان‌آوری بر تفکر واگرا داشته‌باشد و این درحالی است که تفکر همگرا از انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار بوده و کم‌تر تحت تاثیر آثار ناشی از کم‌خوابی قرار می‌گیرد.

تفکر واگرا

تفکر واگرا و تفکر همگرا از این نظر به یکدیگر شباهت دارند که هر دو استراتژی تفکر برای حل مسائل و مشکلات هستند.

به‌علاوه هدف هر دو آن‌ها رسیدن به بهترین راه حل ممکن است. چه بسا که در بسیاری از مواقع برخی از مشکلات از ترکیب دو تفکر همگرا و واگرا حل می‌شود.

تفکر واگرا به کمک خلاقیت حل بسیاری از مسائل و مشکلات را امکان‌پذیر می‌کند و بهترین نتایج را به ارمغان می‌آورد.

در حالی که تفکر همگرا برای شرایطی مناسب است که بهترین پاسخ صحیح موجود از طریق ارزیابی اطلاعات به دست می‌آید.

گرچه به نظر نمی‌رسد، اما تفکر همگرا نیز به ایده‌پردازی کمک می‌کند.

با این وجود، به دلیل این‌که تمرکز تفکر واگرا بیشتر بر روی ایده‌هاست تا فرآیند، هر راه‌حلی که نتیجه تفکر واگراست، غالباً به یک تفکر همگرا نیاز دارد تا آن را عملی کند.

در این جا ما می‌خواهیم با مثالی تفاوت بین تفکر همگرا و واگرا را برایتان توضیح دهیم:

تفکر واگرا:

خانه‌ آقای a در فاصله پنج مایلی از محل کارش قرار دارد. سوخت ماشین او 30  MPGاست. او می‌خواهد به‌خاطر مشکلات مالی در مصرف سوخت خود صرفه‌جویی کند.چه گزینه‌هایی برای کاهش مصرف سوخت وجود دارد؟

تفکر همگرا:

خانه آقای a در فاصله پنج مایلی از محل کارش قرار دارد. سوخت ماشین او 30 MPG است. او می‌خواهد به‌خاطر مشکلات مالی در مصرف سوخت خود صرفه‌جویی کند. کدام وسیله‌ی نقلیه می‌تواند بهترین جایگزین برای ماشین او باشد؟

نتایج هر دو مثال مهم اند، مثلا اگر او زمان کمی برای پاسخ این مشکل داشت، می‌تواند از تفکر همگرا کمک بگیرد چرا که ممکن است او برای بررسی مشکل به کمک تفکر واگرا به زمان بیشتری نیاز داشته‌باشد.

با این حال، به کمک تفکر واگرا می‌توان راه‌ حل‌های جدیدی پیدا کرد مانند ابداع وسیله نقلیه‌ای که به کمک گاز‌های مایع سوخت خود را تامین می‌کنند و …

نتیجه

تفکر واگرا، به استراتژی حل مسائل و مشکلاتی گفته می‌شود که در آن فرد به کمک ایده‌پردازی و خلاقیت و همچنین بررسی تعداد زیادی راه‌حل نهایتا به یک نتیجه و راه‌حل واحد می‌رسد.

در حالی که در تفکر همگرا، تمرکز یافتن بهترین و مناسب‌ترین راه‌حل ممکن برای حل یک مسئله یا پاسخ به یک سوال است.

درست است که ما در این مقاله به تفاوت این دو نوع شیوه ی تفکر پرداختیم اما چیزی که باید به آن توجه داشت این است که شما برای ایده‌پردازی و حل مسئله به هردوی این‌ها یعنی هم تفکر واگرا و هم تفکر همگرا احتیاج دارید.


[1] نوشتن آزاد، یکی از تکنینک‌های نوشتاری است که به طوفان فکری شباهت بسیار زیادی دارد و از آن به عنوان یکی از اصول نوشتن خلاقانه در دنیا یاد می‌شود.